دلم هوای با تو بودن دارد
میدانم امشب هوای دلت ابریست دردانه پدر
پدر رفت وتو ماندی و علی
تو رفتی و علی ماند و...
تنهایی
واینبار چه سخت است تنهایی ...
دلم هوای با تو بودن دارد
میدانم امشب هوای دلت ابریست دردانه پدر
پدر رفت وتو ماندی و علی
تو رفتی و علی ماند و...
تنهایی
واینبار چه سخت است تنهایی ...
رابطه عشق من وفاصله تو یک رابطه کاملا علمی وتجربیه...
قانون کولن...
عشق من ومجذور فاصله مون با هم رابطه معکوس دارن..
خستگی بعد از 12 ساعت مطالعه را تقدیمت می کنم
دوست داشتنی تر ازین حس را نیافتم برای پیشکشیت...
خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است
بنده: خدایا ! خسته ام! نمی توانم.
خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان !
بنده :خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوانَ!
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟
خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله
بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!
خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله
بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم
خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم
بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد
خدا: ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده
او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید
خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!
خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد
ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟
خدا: او جز من کسی را ندارد...شاید توبه کرد
...............................................................................................................................
بنده ی من هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری
توهستی تنهابهونه برای بودنم...
شاید نتوانیم هرگز هم را ببینیم و به چشمان هم نگاه کنیم
شاید قسمت ما فاصله است و ندیدن اما می خواهم بگویم :
من تو را به کسي هديه مي دهم ............
که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر
من تو را به کسي هديه مي دهم ............
که صداي تو را از دور
در خشم ، در مهرباني ، در دلتنگي ، در خستگي ، در هزار همهمه ي دنيا
يکه و تنها بشناسد
من تو را به کسي هديه مي دهم ............
که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هاي عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند
و ترنم دلپذير هر آهنگ ، هر نجواي کوچک ، برايش يک خاطره باشد
او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است
يا آن دلي که من برايش مي ميرم ، سرد و باراني است
اي ...........
اي بهانه ي زنده بودنم ؛
من تو را به کسي هديه مي دهم ............
که قلبش بعد از هزار بار ديدن تو ، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد
همان طور عاشق ، همان طور مبهوت و مبهم
تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد ؛
ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است ؟
آيا او بيشتر از من براي تو گريسته است ؟
نه ... هرگز .... هرگز ....
ولي ، تو در عين ناباوري ، او را برگزيدي ........
مي دانم ... من دير رسيدم ... خيلي دير ... خيلي ...
يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود
روزهايي که تو را نمي بينم
به آرزوهاي خفته ام مي انديشم ، به فاصله بين من و تو ......
هر روز به خود مي گويم کاش شيشه عمر غرورم را شکسته بودم
کاش به تو مي گفتم :
که عاشقانه دوستت دارم تا ابد ......
نانوا هم جوش شیرین میزند
بیچاره فرهاد...
ادما اسمونو می خوایم چکار
کاش میشد سهم پرنده ها باشه
کاش میشد تو هیچ دلی غم نباشه
دل مردم خونه خدا باشه
خونه خدا همین جاست تو دلا
اگه با هم دیگه مهربون باشیم
کاش میشد پرنده شد پر زد و رفت
کاش که ما از خاک اسمون باشیم
این شبا بارون تنهایی میاد
شادیا به دیدن غم نمیرن
چرامثل اون قدیما ادما به زیارت دل هم نمیرن
منم عاشقم منم از عاشقام
خاطر عاشقا رو خیلی می خوام...

ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند ...